Skip to content

بررسی جنبش معنویت گرای آروویل

February 7, 2012

 آروویل باید یک شهر جهانی بشود جایی که همهء مردان و زنان از همه جای دنیا قادر به یک زندگی صلح آمیز و پیشرفت هماهنگ, بالاتر از همه اعتقادات ,سیاستها و ملیت ها.

“مادر”

مادر کیست؟

میرا آلفاسا که بعنوان مادر شناخته می شود همکار شری اوروبیندو، فیلسوف، استاد معنوی و یوگی هندی بوده است. او در 24 آوریل 1920 در سفر دومش به پاندیچری همکاری خود را با شری اوروبیندو آغاز می کند. با ورود او تعداد شاگردان اوروبیندو به تدریج افزایش می یابد و به این ترتیب مرکز معنوی اوروبیندو تاسیس می شود. شری اوروبیندو در نوامبر 1926 کلیه منابع مالی و معنوی مرکز خود را به مادر واگذار می کند. این مرکز تحت نظارت و هدایت مادر که حدود پنجاه سال طول کشید به اجتماعی چند جانبه تبدیل می شود. امروزه حدود 1500 نفر عضو دارد. هم چنین صدها نفر شاگرد و مهمان در نزدیکی این مرکز زندگی می کنند و در فعالیت های آن شرکت می جویند. مادر در سال 1943 مدرسه ی کوچکی را بنیان نهاد که به تدریج به مرکز بین المللی اوروبیندو تبدیل شد. هم چنین در سال 1968 شهرکی به نام آروویل Auroville به معنای “شهر طلوع” را در نزدیکی پاندیچری تاسیس کرد. [1]

زندگینامه

میرا آلفاسا، معروف به “مادر” در ۲۱ فوریه ۱۸۷۸ در پاریس از یک پدر ترک و مادر مصری دیده به جهان گشود. خانواده او که از یک سال پیش از تولد وی به پاریس مهاجرت کرده بودند، آموزش و پروش او را بر عهده داشتند.

«مادر» نویسنده و موسیقی‌ دان با استعدادی بود. او در سال ۱۸۹۳ به یک استودیو هنر در پاریس پیوست و سال‌های زیادی در آنجا مشغول به تحصیل شد. بعضی‌ از آثار او در نمایشگاه‌های پاریس به نمایش در آمده است.

“مادر” در مورد اوایل زندگیه معنوی و باطنی خود گفته است که در سنین ۱۱ تا ۱۳ سالگی دریافت هایی درباره آگاهی از حضور خدا، امکان یگانگی انسان ها با خداوند، دریافت یکپارچه ای از او در آگاهی و عمل و همچنین اعتقاد به تجلی خداوند بر روی زمین و زندگی الهی داشته است.

“مادر” در سن ۱۹ سالگی با هنری مریستو ازدواج کرد و برای ۱۰ سال در جمع بهترین نقاش‌های پاریس زندگی‌ کرد. او در جوانیش هیچ راهنمایی  معنوی دریافت نکرد با این حال به مرحله ی بالایی از آگاهی‌ با تلاش خود و بی‌ کمک  کسی‌ رسید.

در سالهای ۱۹۰۶ و ۱۹۰۷ مادر به الجزیره سفر کرد تا دانش ها پنهانی را نزد «مکستئون» لهستانی و همسر انگلیسی اش، «آلما» بیاموزد.

با این حال”عالم بالا” برای مادر همیشه اولین بود .بعد از جدا شدنش از هنری، او با پال ریچارد ازدواج کرد. پائول به فلاسفه ی شرقی‌ علاقه داشت.

“مادر” در ۲۹ مارث ۱۹۱۴ در سن ۳۶ سالگی به همراه پائول به پاندیچری در هندوستان رفت و « شری اوروبیندو» را ملاقات کرد. او، شری اوروبیندو را به عنوان استاد خود که حتی از سال های پیش از ملاقات او نقش هدایت و راهنمایی درونی و روحی او را داشته است می شناسد.

 مادر پس از 11 ماه سکونت در پاندیچری به هنگام وقوع جنگ جهانی اول ، مجبور به ترک هندوستان می شود.

بعد از حدود ۱ سال «مادر» فرانسه را به همراه پائول به مقصد ژاپن ترک کرد و در حدود ۴ سال در آنجا به یادگیری پرداخت. در سال ۱۹۲۰ او از پائول جدا شد.

در ۲۴ آوریل سال ۱۹۲۰ مادر باز هم به پاندیچری باز گشت و همکاری خود را با شری اوروبیندو از سر گرفت و به زندگی‌ در هند برای همیشه ادامه داد..

پس از بازگشت مجدد “مادر” به استاد معنوی خودتعداد شاگردان شری اوروبیندو افزایش یافت و سرانجام این افراد موجودیت خود را در یک آشرام (یک مکان معنوی) تشکیل دادند.

در سال ۱۹۲۶”شری اوروبیندو” او را “مادر” نام نهاد و اعلام کرد که جایگاه او همانند جایگاه “شری اوروبیندو” در آشرام است و تمام مسئولیت‌های مادی و معنوی آشرام را به مادر سپرد.

در زیر سایه ی راهنمایی‌های”مادر” که برای حدود ۵۰ سال ادامه پیدا کرد، آشرام “شری اوروبیندو”به یک اجتماع بزرگ تبدیل شد که در حال حاضر شمار آنها به  ۱۵۰۰ نفر می رسد. همچنین مادر مرکز آموزش و پرورش بین‌المللی “شری اوروبیندو” را در سال ۱۹۵۱ و شهرستان بین الملللی آروویل را در سال ۱۹۶۸ تاسیس کرد.

گفتنی است که میرا آلفاسا (معروف به مادر) در سن ۹۵ سالگی بدن خود را ترک کرد.

ماموریت معنوی مادر از زبان خود :

این خیلی‌ سخت است که بگویم در چه زمانی متوجه این مأموریت شدم. این ماموریت با من متولد شد و به دنبال رشد مغز و ذهن من همراه با نظم و انضباط عملی‌ که برای تحقق‌ آن در زمان خواب به وسیله ی استادان مختلف به بدن من داده می شد ، دقت و تمامیت این آگاهی‌ هم رشد کرد. بعضی‌ از این استادان را من  بعد ها بر روی کره خاکی ملاقات کردم.

بعد‌ها همانطور که توسعه درونی‌ و بیرونی پردازش می شد، رابطه ی روحی‌ و معنوی با یکی‌ از این شخصیت‌ها بیشترو بیشتر مداوم و روشن شد و هرچند که من یک کمی‌ از دین و فلسفه ی هندی‌ها را می دانستم. در آن زمان من بر این شدم که این شخص را کریشنا بنامم، و از آن به بعد من آگاه شدم این مسولیت با او بود(کسی که من می دانستم باید یک روزی بر روی زمین ملاقات کنم) که کار الهی تمام بشود.

در سال ۱۹۱۰ همسر من تنها به پاندیچری آمد جایی که تحت یک سری موقعیت‌های جالب و عجیب غریب با” سری اوروبیندو” آشنا شد. از آن به بعد ما هر دو می خواستیم که به هند بیاییم – کشوری که من همیشه به عنوان کشور مادری ام گرامی‌ داشتم و در سال ۱۹۱۴ این موقعیت به ما داده شد.

به محض اینکه من ” شری اوروبیندو” را دیدم من ایشان را به عنوان یک شخصیت که می شناختم و آن را”کریشنا” می نامیدم دیدم و همین کافی‌ است که بگویم چرا من کاملا پذیرفتم که جای من و کار من اینجا و درهند در نزدیکی‌ ایشان است.

دیدگاه ها

 از دیدگاه های مختلف مادر میتوان به تعدادی در زیر اشاره کرد :

۱ : خدا و خلقتش

۲ : جهان هستی‌

۳ : گونه‌های بشر در تکامل

۴ : گیاهان و حیوانات

۵ : درجه بندی هستی‌ و بیان آن در انسان

۶ : حال روانی‌ یا روح

۷ : نیرویی متخاصم

۸ : بیماری و مرگ

۹ : تناسخ یا تولد دوباره

۱۰ : آزادی اراده، جبر گری، سرنوشت، بخشش

۱۱ : دین و معنویت

۱۲ : معرفت و ماده گرای

۱۳ : فلسفه سفر

۱۴ : زندگی روز به روز

۱۵ : هنر

۱۶ : آموزش و پرورش

۱۷ : یوگا و مدیتیشن

۱۸ : انتگرال یوگا

۱۹ : supramental ( بالا تر از فکر‌ معمولی‌)

۲۰ : حال

از آموزش های مادر میتوان به تعدادی در زیر اشاره کرد :

۱: آگاهی‌ کامل.

۲ : دانش درست، علم لایتناهی

۳ : قدرت شکست ناپذیر

۴ : سلامتی‌، کمال، ثبوت، غیره قابل لرزش، انرژی دائم تجدید شدنی

۵ : جوانی آبادی، رشد ثابت، پیشرفت بی‌ وقفه.

۶ : زیبایی کامل، هماهنگی کامل و پیچیده

“نجواها” مجموعه ای برگرفته از نیایش­ها و اندیشه های مادر میرا آلفاسا می باشد که برای نخستین بار در سال 1932 به زبان فرانسه به چاپ رسید.

برخی روح­شان را به خدا می­سپارند. عده ­ای زندگی­شان را وقف او می­کنند. بعضی دیگر کارشان و برخی هم ثروت­شان را در راه خدا می­بخشند. معدودند کسانی که تمامی وجود خود را و هر آن­چه را که دارند؛ روح، زندگی، کار، ثروت خود را به خدا تقدیم کنند. چنین کسانی عابدان حقیقی خدا هستند. مقام، قدرت و ثروت آن­ها برای هدف الهی منظور شده است.[2]

آروویل

تصور کلی آرویل-یک شهرستان ایده آل مختص به آزمایش در وحدت انسان-در اوایل سال 1930 به ذهن “مادر” خطور کرد. در سال 1960 جامعه ی شری اوروبیندو به “مادر” پیشنهاد داد که این شهر باید ساخته شود.

آروویل یک شهرستان بین المللی درجنوب هند است که بخش بزرگی از آن در ایالت تامیل نادو و بخش کوچکی از آن در ایالت پاندیچری است.

هدف آروویل منتشر کردن وحدت انسانیت است. آروویلی ها از 45 ملیت مختلف از طبقات مختلف اجتماعی و ریشه و فرهنگ نماینده ی بشریت هستند.

آروویل متشکل از بخشهای مختلفی است شامل : بخش صنعتی, بخش بین المللی, بخش فرهنگی , بخش صلح, بخش سکونتی و کمربند سبز.

 در مرکز آرویل در بخش صلح, ماتری ماندیر و باغ هایش قرار دارد. ماتری ماندیر مکانی معنوی است که ساکنین آنجا بر این اعتقاد هستند که این مکان از لحاظ انرژیکی دارای نیروی خاصی می باشد.

Advertisements
Leave a Comment

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: